بهم بگو دوستم داری
بهم بگو دوستم داری حالا که محتاج توام
بهم بگو دوستم داری وقتی که دیوونه میشم
بهم بگو وقتی که شب به کوچه مون سر میکشه
وقتی برای دیدنت از اینجا دل پر میکشه
بهم بگو دوستم داری وقتی که از غصه پرم
وقتی که با ستاره ها تو آسمون بر می خورم
وقتی نشستی روبروم یه بغضه تلخه تو گلوم
وقتی برات گل میارم بهم بگو:"دوست دارم"
وقتی جوابی نمیاد وقتی که دل گریه می خواد
وقتی گرفتار توام بهم بگو:"دوست دارم"
بهم بگو دوسم داری وقتی صدامو می شنوی
قصه ی عشق من و تو خودش شده یه مثنوی
وقتی تموم خواهشم تو دو تا واژه جا میشه
بهم بگو یه جوری که صدات تو دنیا بپیچه
بهم بگو دوسم داری وقتی بهونه میارم
بهم بگو منم میگم: "عاشقونه دوست دارم"
وقتی نشستی روبروم یه بغضه تلخه تو گلوم
وقتی برات گل میارم بهم بگو:"دوست دارم"
وقتی جوابی نمیاد وقتی که دل گریه می خواد
وقتی گرفتار توام بهم بگو:"دوست دارم"
ع.طوطی
بانوی خیالی
دوباره یه عشق تازه دوباره یه قلب خسته
پس پنجره تو ایوون زل زده به من نشسته
شب و روز خیره میمونم به همون یه جای خالی
منو سوزونده دوباره عشق بانوی خیالی
توی چشماش چیزی داره که منو از همه رونده
منو به هر جا که خواسته دنبال خودش کشونده
رد اشکاشو می بینم رو بخار پشت شیشه
از تو این کوچه یه عابر خیلی وقته رد نمیشه
اون بت ترانه هامه عشقشو به سینه دارم
عشق محبوبه ی غم هام نازبانوی خیالم
۲۸ آذر ۸۵ ع.طوطی
هر کی به جز من
کی پات می مونه یه نفس نزدیک تر از یه پیرهنه
چون سایه دنبال توئه کی از تو دل نمی کنه
کی کوچه رو آب می پاشه وقتی تو کوچه راه می ری
کی تو رو دلداری می ده وقتی تو غم ها اسیری
هر کی به جز من که می گه دوست دارم یه آسمون
به پای من نمیرسه تو عاشقی حد جنون
کی می گذره از کوچه تون حتی روزای بارونی
کی پات می سوزه وقتی که غوگینی و پریشونی
کی وقتی تنها می مونه تو رو بهونه می کنه
اون وقتا که خسته ای کی موهاتو شونه می کنه
هر کی به جز من که می گه دوست دارم یه آسمون
به پای من نمیرسه تو عاشقی حد جنون
کی عاشقونه می شینه به پای گریه های تو
ستاره بارون می کنه آسمون شبای تو
کیه که هر روز خدا به راه تو منتظره
تا بدونی عاشقته یه وقتی از یادت نره
هر کی به جز من که می گه دوست دارم یه آسمون
به پای من نمیرسه تو عاشقی حد جنون
توی خواب
دوست دارم بازم راحت و بی دغدغه باز به همه حتی به من دروغ بگی
خورشیدو با دست بهم نشون بدی میون شب ها به من دروغ بگی
بگی تنها عشق زندگیت منم فکر کنم که شانس همیشه یارمه
تو همش خالی ببندی و منم حس کنم یه شاپری کنارمه
دوست دارم بازم بهم دروغ بگی بگی که یکه ستاره ی شبی
وقتی چشمای منو کور می کنه برق این ستاره های حلبی
چقده قشنگه وقتی سیر می شم من تشنه با تماشای سراب
همه بیدارن و اما من و تو عاشق همدیگه هستیم توی خواب
سقوط آزاد
یواش یواش اماده شو چطر نجاتو ور ندار
نترس عزیز بیا جلو دست توی دست من بذار
هیچی نشد حرفی بزن سنگینه بار این سکوت
اینم یه بازیه دیگه بازی شیرین سقوط
چند ثانیه فاصله هست تا مرز خوشبختیمون
به قد چشم بهم زدن می ریم تا اخر جنون
فکر می کنم که ما دو تا زیادی بالا اومدیم
تو درس خاکی بودن و فروتنی نا بلدیم
اگه عقب عقب نیایم ایستاده در جا می زنیم
چاره ی کار اینه بگو "دلو به دریا می زنیم"
سقوط ما مرگ غرور اما خود زندگیه
تو دنیای پیچیدگی هنر فقط سادگیه
بیا چشا رو وا کنیم تو شهر ادمای کور
بپر پایین دیره واسه سقوط آزاد غرور
ع.طوطی
دلسپردگی
اگه به هر جایی بری دوباره پیدات می کنم
هر چی گل شقایقه فدای چشمات می کنم
دوباره دلسپردگی دوباره تو دوباره من دوباره دستای تو و جایی برای گم شدن
دوباره ناز خنده هات دوباره خیسی چشام امون بده که دوست دارم دوباره پیش تو بیام
گریه نکن که می دونی خراب خنده ی توام دستای تو یک قفس و منم پرنده ی توام
دوباره عاشق می شم و می خوام به دستات برسم دوباره تنها می مونم به چشم عاشقت قسم
اگه به هر جایی بری دوباره پیدات می کنم
هر چی گل شقایقه فدای چشمات می کنم
آدم نمیشم
من دیگه ادم نمی شم پس منو تنها بذارین حرفای عاشقونه رو برای فردا بذارین
من پی دیوونگی ام با شما کاری ندارم واسه شکار آدما مهره ی ماری ندارم
می گذرم از خیالتون جونمو راحت می کنم دوباره می شکنم ولی میدونین عادت می کنم
دورنگی و فریبتون آخر اسودگیه عاشقیم برا شما معنی بیهودگیه
"دوست دارم عاشقتم" ختم تموم قصه هاس یه جاده و یه تکسوار مسیرم از شما جداس
یه جوری غیر جورتون جفتم و جور جاده ام اگه شما سواره این پیاده ی پیاده ام
مثل یه کوچه گرد پیر خط جنونو رج زدم بس که دم از راستی زدین دل رو به راه کج زدم
مثل شماها خودمو نمی فروشم نمی خرم پیش شما گنگم و لال کورم و گیجم و کرم
من با شما نمی مونم از همه تون فراری ام وقتی قرارو دوشت دارین عاشق بی قراری ام
زیر هجوم سایه ها نمی شکنم خم نمی شم حتی تو حوا که بشیبدون من ادم نمیشم
ع.طوطی
مد روز
وقتی پروانه ی عاشق توی بیداری می سوزه
خودتو به خواب بزن که بی خیالی مد روزه
پیرهن خوشی بپوشو غمارو تو باغچه خاک کن
چشاتو ابری نبینم دونه های اشکو پاک کن
به خودت نگو که امشب نفسای آخریمه
امشبو با خوشی سر کن فردا رو کریمه
بی خیال همه چی باش زندگی همین دو روزه
واسه تو گذشته دیروز بپا امروزت نسوزه
آشتی کن با یه تبسم توی این روزای ساکت
مد روزه تو می تونی غم می مونه توی خاکت
ع.طوطی